دو قطره «آب» اگر كنار هم قرار بگيرند چه مي كنند؟
جواب: آنها تصوير قطره ديگر را در خود ديده وبه هم مي پيوندند و يك قطره ي بزرگتر تشكيل مي دهند.اگر چند «سنگ» به هم نزديك شوند چه مي شود؟
جواب: آنها هيچ گاه با هم يكي نمي شوند. ولي شايد تصوير سنگ ديگر را تا [...]
Archive for the ‘Uncategorized’ Category
آرام ولی مصمم
Posted in Uncategorized on آوریل 8, 2008 | بیان دیدگاه »
چقدر شبيه خودت ميشوی وقتی ………..
Posted in Uncategorized on آوریل 8, 2008 | بیان دیدگاه »
به ترانه خواني قلبت گوش مي سپاري… چه زيبا عشق الهي را زمزمه مي كند….
سختي هاي زندگي را با آرامش تدبير و شجاعت پشت سر مي گذاري! زيرا مي داني خدا درسي بيش از ظرفيتت به تو نمي دهد….
بر روي صفحه ي ذهنت فقط و فقط لحظه هاي خوش را نقش ميزني!!
هر روز صبح به [...]
Posted in Uncategorized on آوریل 5, 2008 | بیان دیدگاه »
روزي سوراخ کوچکي در يک پيله ظاهر شد.
مردي نشست و ساعت ها تلاش پروانه را براي بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله تماشا کرد. آنگاه تلاش پروانه متوقف شد و به نظر رسيد که خسته شده و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد. آن مرد تصميم گرفت به پروانه کمک کند و با برش [...]
Posted in Uncategorized on آوریل 5, 2008 | بیان دیدگاه »
عشقت تنهات گذاشت
نگران خودت نباش که بعد از او چه کار کني
شرمنده دلت باش که بهت اطمينان کرد.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برام جالبه چرا شرمنده واقعاً آدم باید شرمنده باشه؟ نظرم برعکسه آدم باید خوشحال باشه که دل خوشگل آدم نصیب هر کسی نشده مگه نه آیدا جون؟
Posted in Uncategorized on فوریه 23, 2008 | 2 Comments »
این روز ها با هرکه دوست میشوم
گمان میکنم آنقدر دوست بوده ایم که
زمان خیانت فرارسیده است.
Posted in Uncategorized on فوریه 11, 2008 | بیان دیدگاه »
خدایا: مرا از این فاجعه پلید مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است، وقاحتش از یاد رفته است و بیماری شده است که، از فرط عمومیتش، هر کس از آن سالم مانده باشد بیمار می نماید مصون بدار، تا، به رعایت مصلحت، حقیقت را ذبح شرعی نکنم. خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای [...]
خدايا
Posted in Uncategorized on فوریه 11, 2008 | 1 نظر »
خدايامن تمام دنيا را بخشيدم من تمام مردم را بخشيدم من روزگار بخشيدم من روزگار با عشق بخشيدممن وجودم را خالی هر بود کردم خالی از عشق خالی از دل دادن و دل بستنمن به زندگی گفتم به روزگار گفتم چرا ارزوهايم را گرفتی چرا لحظه های شادم را با اين همه غضه و نگرانی [...]
صفات
Posted in Uncategorized on فوریه 3, 2008 | 1 نظر »
خدا خواه و خداجو ست، نیت خالص و دل خاشع و تن خاضع دارد. پایش از راه بیرون نرود و بر راه نلغزد. دوستياش بيآلایش و كردارش بيغش باشد. به خود پرداخته، به دیگران نپردازد و از خود بر خود ترسان و دیگران از او در امان باشند. نگاهش به معرفت، بهرهاش عبرت، خاموشی او [...]
تسلیم
Posted in Uncategorized on فوریه 2, 2008 | بیان دیدگاه »
زماني كه تسليم باشي؛ تمام هستي از تو حمايت ميكند.هيچ چيز با تو مخالف نخواهد بود. زيرا تو با هيچ چيز مخالف نيستي.
خودت را بپذير؛ هر چه كه هستي. حتي اگر نقصي هم داري آن را بپذير. تنها آن هنگام قادري دست از جنگ با خودت برداري و آسوده باشي.
زندگي يعني آموختن صلح. صلح [...]
خدا !
Posted in Uncategorized on ژانویه 28, 2008 | بیان دیدگاه »
گفتم: خداي من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر ازدغدغهء ديروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در [...]